سلام دوستان
سال نو رو به همگی تبریک میگم و امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و شادی و سلامتی و بهروزی رو پیش رو داشته باشید.
این وبلاگ 2 سال اداره شد و سال گذشته نیز با لطف و عنایت آقای جعفری و نظر و تائید ایشون به کار خودش ادامه داد. حال بعد از گذشت 2 سال وبلاگ یه تعطیلی 3 ماهه خواهد داشت و تا اوایل تیرماه مطلب و پست جدیدی به وبلاگ اضافه نخواهد شد مگر در موارد فوق ضروری. اما از تیر ماه به بعد وبلاگ کار خودش رو از سر میگیره با عنایت متداوم آقای جعفری عزیز.
ممنون که دراین 2 سال با ما همراه بودید امیدوارم ما رو از یاد نبرید.نظرات چه بسا کم اما دلگرم کننده شما ما رو سرپا نگه داشت که ادامه بدیم.امیدوارم بعد از این 3ماه با انرژی بیشتر در خدمت شما باشیم.خدانگهدار!
التماس دعا
تمنا , نیلوفر
سلام دوستان
طی هفته ی جاری آقای جعفری با 2 کار سینمایی قرارداد بستن.اولی با عنوان "هفت پله تا جهنم" به کارگردانی فریدون جیرانی سناریوی این کار را رضا درمیشیان نوشته و محمد رضا مفیدی هم تهیه کنندگی آن را به عهده گرفته است .
دومی با عنوان "بعد از ظهر سگی سگی" bad az zohre sagie) (sagi به کارگردانی مصطفی کیایی.< بعد از ظهر سگي سگي> را مصطفي كيايي خود به نگارش در آورده . نكته جالب درباره سوژه اين فيلم اين است كه كيايي قصد دارد هجويهاي درباره فيلم مطرح <آژانس شيشهاي > به كارگرداني ابراهيم حاتميكيا بسازد تمام صحنههاي اين فيلم در تهران فيلمبرداري ميشود.
فیلمبرداری این 2 کار از فروردین ماه آغاز میشه.
تئاتر جدید آقای جعفری که "مادر مانده ما در مانده" نام داشت به دلیل نداشتن وقت کافی متوقف شد.
روز شنبه ۶/۱۱/۸۶ جشن سالگرد شبکه جهانی جام جم در تالار دو هزار نفري شهر در جزيره کیش برگزار شد.در این جشن آقای جعفری نیز حضور داشتند که در نظرسنجی صورت گرفته توسط این شبکه از طرف مخاطبان شبکه جام جم در سراسر دنیا به عنوان بازیگر برگزیده انتخاب شدند.
برای دیدن عکس اینجا کلیک کنید.
سلام
فرا رسیدن عید سعید قربان و شب یلدا بر همه شما عزیزان و به ویژه آقای جعفری و خانواده عزیزشون مبارک......
فردا (جمعه ۳۰/۹/۸۶ ) ساعت 15:15 ظهر شاهد پخش تله فیلم هندوانه شب یلدا از شبکه اول خواهیم بود که اقای جعفری در یک سکانس ان به صورت افتخاری حضور دارند.
حتما نگاه کنید. 

امروز یه خبر داغ براتون میذارم. بخونید و لذت ببرید.
جعفری با حاتمی کیا به توافق نرسید
امیر جعفری برای بازی در فیلم سینمایی "دعوت" با ابراهیم حاتمی کیا کارگردان این فیلم به توافق نرسید.
این بازیگر سینما و تلویزیون درباره حضور خود در فیلک "دعوت" حاتمی کیا به مهر گفت: "برای بازی در این فیلم مذاکراتی رابا تهیه کننده آن و حاتمی کیا انجام دادم ولی به دلایلی از جمله مطابقت نداشتن نقش با خصوصیات بازی من حضورم در این فیلم میسر نشد و با این پروژه به توافق نرسیدم. هم اکنون با پروژه دیگری نیز قرارداد ندارم و مشغول خواندن چند فیلمنامه هستم."
حاتمی کیا تاکنون برای فیلم جدید خود با بازیگرانی چون محمدرضا فروتن . مهناز افشار. مریلا زارعی. ثریا قاسمی. حمیدرضا پگاه. لیلا اوتادی و سحر جعفری جوزانی قرارداد امضا و با بهرام رادان.محمدرضا گلزار. کتایون ریاحی و... مذاکره کرده که نتیجه این مذاکرات هنوز به صورت رسمی از سوی محمد پیر هادی اعلام نشده است.
بانی فیلم 14/9/86
روز گذشته مصاحبه ای به نقل از امیر جعفری روی خروجی خبرگزاری مهر منتشر که در روزنامه بانی فیلم چاپ شد. روابط عمومی پروژه "دعوت" به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا با ارسال نمابری در خصوص صحبت های امیر جعفری توضیحاتی به بانی فیلم داد:
امیر جعفری فقط با بازیگردان فیلم مذاکره کرد
در پاسخ به مطلب منتشره در صفحه 2 مورخ 14/9/86 روزنامه وزین بانی فیلم به نقل از خبرگزاری مهر با عنوان جعفری با حاتمی کیا به توافق نرسید روابط عمومی فیلم "دعوت" خود را موظف به ادای توضیح میداند:
متأسفانه مطلب چاپ شده به هیچ وجه مقرون به صحت نیست و این بازیگر هرگز با حاتمی کیا و پیر هادی مذاکره ای نداشته و تنها پیشنهادی از سوی بازیگردان کار به ایشان جهت بازی در یک نقش فرعی ارائه شده بود که پس از بررسی جوانب و عدم تناسب و توانایی وی با نقش منتفی شد.
از آنجا که مسئول انتخاب بازیگر و بازیگردان مختار است برای انتخاب بازیگران مناسب با بازیگران مختلف صحبت و تبادل نظر کند این اتفاق به هیچ وجه به معنای مذاکره با کارگردان و تهیه کننده فیلم نیست و به منزله تأیید نهایی آن بازیگر تلقی نمی شود.
و اما توضیحات امیر جعفری:
به رضا ی "دعوت" نه گفتم ,نه حاتمی کیا
با سلام
احترما اینجانب امیر جعفری به این وسیله اعلام می کنم: بنده نه با ابراهیم حاتمی کیا و نه پروژه "دعوت", بلکه به یکی از شخصیتها در یکی از اپیزودها به نام "رضا" نه گفتم که به اعتراف روابط عمومی پروژه نقش کوچک ،تزئینی،فرعی، غیر قابل اعتنا و ... است.
ضمنا این نه را علی رغم میلم به خانم چیستا یثربی بازیگردان و نویسنده فیلمنامه گفته ام که شخصیت کم اهمیتی در آن پروژه نیست!! از آنجا که خود خانم یثربی به کوچک بودن این نقش اعتراف داشته و راه حل رفع آن را بداهه پردازی حین فیلم برداری و تمرین می دانستند و من نمی دانم هنگام فیلم برداری یک پروژه بزرگ با کارگردانی بزرگ نقش را از ابتدا نمی نویسند، بلکه کامل می کنند و عذرخواهی کردم و تا همین ساعت که این مطلب را می نویسم نمی دانستم در چنین شرایطی باید "بله" بگویم . من بازیگر بزرگی نیستم...دوست داشته و دارم در کار کارگردان بزرگی چون حاتمی کیا شخصیتی را بازی کنم که اگر بسیار بسیار کوچک ، ولی کامل باشد.
رضا کامل نبود و اصلا رضا شخصیت نبود ، بلکه به گفته خود خانم یثربی "تنفس مخاطب" بود و من ترجیح می دهم تنفس نباشم!!
با احترام - امیر جعفری
بانی فیلم 15/9/86
سلام عزیزان
تو این پست گزارشی تصویری از مراسم تقدیر ضرغامی از عوامل سریال "میوه ممنوعه" رو براتون میذارم.به همراه یه خبر که خود آقای جعفری دستور دادن که روی وب قرار بگیره.
آقای جعفری در حال حاضر سر تمرین نمایش "ما درمانده مادر مانده" هستند.این نمایش به کارگردانی حمیدرضا آذرنگ و با بازی آقای جعفری و هانیه توسلی و پانته آ بهرام و محسن تنابنده و زهره حمیدی که در جشنواره تئاتر فجر اجرا می شود. تمرینات گروه بازیگران این نمایش که چند روزی است شروع شده در فرهنگسرای شفق صورت می گیرد. با امید اینکه آقای جعفری امسال در جشنواره لقب بهترین بازیگر مرد رو از آن خود کنن.
چند شب گذشته در تالار حافظ شيرازي محمد رضا شريفي نيا بازيگر سينماي ايران به عنوان مدل تبليغاتي يك شركت تجاري شناخته شد. به گزارش سايت سينماي ما، ديشب طي مراسمي با حضور هنرمندان سينما و برخي از مدير مسئولان نشريات مختلف، محمد رضا شريفي نيا به عنوان مدل تيليغاتي يك شركت تجاري معرفي شد. محمد رضا شريفي نيا در اين مراسم گفت: اولين هديه اي كه من در دوران نوجواني دريافت كردم يك دوچرخه نبود بلكه دوربين عكاسي بود كه باعث شد نوع نگاه من به محيط پيرامون تغيير يابد و مسير زندگي ام عوض شود.از هنرمندان حاضر در اين مراسم مي توان به مريلا زارعي، مسعود ده نمكي، مهناز افشار، نيوشا ضيغمي، حامد كميلي، حسام نواب صفوي، يوسف تيموري، رضا صادقي، امير جعفري، رسول نجفيان، محمد سلوكي ، مهراوه و مليكا شريفي نيا اشاره كرد.
گفتني است در اين مراسم بخشي از مبلغ قرارداد شريفي نيا با اين شركت تبليغاتي به انجمن هاي خيريه اهدا شد.

گفتگوي حامد كميلي و امير جعفري در حاشيه مراسم تقدير از عوامل سريال هاي ماه رمضان
امیر جعفری در مراسم تقدیر از عوامل سریال های ماه رمضان
امیر جعفری بازیگر مجموعه "میوه ممنوعه"


سلام عزیزان![]()
عید سعید فطر
رو به آقای جعفری و همگی شما عزیزان تبریک میگم.امیدوارم که طاعات همگی مورد قبول حق واقع بشه.![]()
![]()

در آخرين نظر سنجي سيما؛
مجموعه «ميوه ممنوعه» پر اقبالترين سريال مناسبتي شد
خبرگزاري فارس: بر اساس تازهترين نظر سنجي مركز تحقيقات صدا و سيما مجموعه مناسبتي «ميوه ممنوعه» با 2/91درصد رضايت پر اقبالترين مجموعه مناسبتي امسال در ماه رمضان شد. به گزارش خبرگزاري فارس، مجموعه «ميوه ممنوعه» به كارگرداني «حسن فتحي» با 4/76درصد بيننده مقام اول در ميزان رضايتمندي مخاطبان را كسب كرده و سريال «اغماء» به كارگرداني «سيروس مقدم» توانسته است با 1/82درصد بيننده، پر بينندهترين مجموعه سيما شود.طبق اين نظرسنجي مجموعه مذكور توانسته است 1/81درصد رضايت بينندگان تلويزيون را به خود جذب كند.
بنابر اين گزارش، سريال «يك وجب خاك» به كارگرداني «علي عبدالعليزاده» مقام سوم و مجموعه «شكرانه» به كارگرداني «سعيد سلطاني مقام چهارم در ميزان بيننده را به خود اختصاص دادهاند.
مجموعه «ميوه ممنوعه» كه بالاترين درصد رضايتمندي را به خود اختصاص داده است.
امیر جعفری بازيگر نقش جلال فتوحي در مجموعه «ميوه ممنوعه» در گفت و گو با خبرنگار راديو وتلويزيون فارس گفت:اين شخصيت كار منفي انجام نميدهد و هر فردي با توجه به شرايط و موقعيتي كه در آن قرار ميگيرد مجبور به انجام كارهايي مي شود وگرنه هيچ كس در ذات خود منفي نيست.
وي ادامه داد:بازي متفاوتي در اين مجموعه از خود نشان ندادهام چون بازيگر همان بازيگر است و اين نقش متفاوت است كه چهره او را متفاوت نشان ميدهد.
وي افزود:همه متنها و بازيها با هدايت كارگردان بوده است و من هيچ كار اضافهاي انجام نداده ام. هرچه بوده جلوي دوربين انجام دادهايم و جراحي مغز هم نكردهايم. وقتي تهيه كننده اسماعيل عفيفه و كارگردان حسن فتحي باشد و بازيگران رو به رويت هم علي نصيريان و گوهرخيرانديش باشند بازيگري كه بد بازي كند بايد اين حرفه را ببوسد و كنار بگذارد و به دنبال شغل ديگري بگردد.
وي با بيان اينكه همه عوامل وقتي دست به دست هم مي دهنديك كار خوب از آب در ميآيد درباره ديالوگهايي كه در اين مجموعه استفاده ميكند گفت: شما فكر مي كنيد بازيگري قدرت دارد چنين ديالوگهايي بگويد؟ صد در صد كار آقاي عليرضا نادري بوده و من در اين كار مديون آقاي فتحي و نادري هستم. فتحي به دليل اينكه اين نقش را به من داد و آقاي نادري هم به دليل نوشتن چنين ديالوگهايي كه نظير آن را در سال هاي اخير در چنين كارهاي اجتماعي نداشته و كمتر ديدهايم.
وي تصريح كرد: وقتي ديالوگي خوب نوشته شود،بازيگر لازم نيست خيلي زحمت بكشد و خود متن خوب كار را هدايت ميكند و درست مانند يك رمان خوب ميماند كه وقتي تا آخر آن را ميخواني تمامش در ذهنت باقي ميماند.آقاي نادري تك تك اين ديالوگها را با دقت و وسواس نوشته و در دهان بازيگران قرار داده است. ما كاري انجام ندادهايم كار اصلي را كارگردان و نويسنده انجام دادهاند.
تماشاگران سينما كه شب هفتم مهر ماه به قصد تماشاي فيلم سينمايي «سرگيجه» به سينما فلسطين آمده بودند، پس از گذشت دقايقي، از تماشاي فيلم انصراف داده و از مسوولان سينما درخواست كردند تا با روشن كردن تلويزيون سالن انتظار، به آنان اجاز دهند سريال «ميوه ممنوعه» را در همان محل به تماشا بنشينند.
به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، سانس آخر سينما فلسطين به اكران سينمايي «سرگيجه» (به كارگرداني محمد زرين دست) اختصاص داشت؛ كارگرداني كه اتفاقا معتقد است فيلمش اثري متفاوت در تاريخ سينماي ايران محسوب ميشود و تنها براي تماشاگر ايراني ساخته نشده است.
به گفتهي يكي از تماشاگران اين سانس، نمايش فيلم ابتدا با حدود 80 تن آغاز شد، پس از گذشت نيم ساعت به تدريج تماشاگران خود را از دست داد تا در نهايت تنها 10 تا 20 تن در سالن باقي مانند.
بر اساس اين گزارش ايسنا، با نزديك شدن به زمان پخش «ميوه ممنوعه» اندك تماشاگر باقي مانده در سالن نيز در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه بهتر است كه سالن را ترك كنند و در شرايطي كه ساعت بيست دقيقه مانده به 10 شب بود با صداي بلند اعلام كردند كه ميخواهند به تماشاي «ميوه ممنوعه» بنشينند.
اين تصميم كه توسط تمامي افراد حاضر در سالن به تصويب رسيد، تماشاگران «سرگيجه» را به مرور راهي سالن انتظار سينما كرد تا مسوول بوفه كه در حال جمع كردن وسايل و ترك سالن بود در نهايت متقاعد شود كه يكي از تلويزيونها را روشن كند!




امروز ۲تا عکس از میوه ممنوعه به همراه شعر تیتراژ پایانی این مجموعه رو براتون میذارم.
مي شه خدا رو حس کرد...... تو لحظه هاي ساده.....تو اضطراب عشقو گناه بي اراده.........بي عشق عمر آدم....بي اعتقاد مي ره....70 سال عبادت يه شب به باد مي ره....يک شب به باد مي ره......وقتي که عشق آخر تصميمشو بگيره....کاري نداره زوده يا حتي خيلي ديره.....ترسيده بودم از عشق... عاشق تر از هميشه.... هرچي محال مي شد با عشق (داره)مي شه....انگار داره مي شه..... عاشق نباشه آدم....حتي خدا غريبس...از لحظه هاي حوا... حوا مي مونه و بس---------- نترس اگه دلت خواست... از خواب کهنه پاشه.... شايد خدا قصتو از نو نوشته باشه
سلام
امروز مصاحبه ی آقای جعفری با هفته نامه ی تلاش رو ( دوشنبه ی هفته ی پیش 19/6) براتون میذارم.به همراه چند عکس.
تولد
امیر جعفری هستم متولد 10/6/53.
جشن
نو که اومد به بازار کهنه میشه دل آزار در نتیجه از آنجا که تولد بچه ام بود دیگر برای خودم تولد نگرفتم.
بچه
پسرم "آیین 6/6/86 به دنیا آمد که می شد شب نیمه ی شعبان.سالی که خودم به دنیا آمدم نیز شب نیمه ی
شعبان بود.
انتخاب
اسم بچه ام را خانم "نغمه ثمینی" پیشنهاد داد. دنبال یک اسم خوب می گشتم ایشان آیین را پیشنهاد داد.
تبریک
یکسری بعد از تولدم یادشان افتاد که من هم شهریوری ام در نتیجه تماس می گرفتند و تولدم را تبریک می گفتند.
کیک و شمع
به صورت خانوادگی-خصوصی جشن مختصری با کیک و شمع برگزار شد که همان جشن تولد امسالم بود.
کادو
ادوکلن و لباس و شلوار کادو گرفته ام .بهترین کادویی که گرفتم "تولد بچه ام" بود.
پدر بودن
پدر بودن یک جور احساس قوی است.نوعی حس مسئولیت که بسیار هم سخت است.فعلا البته داغم و نمی توانم در این زمینه به طور دقیق حرفی بزنم.
ساعت
من شب به دنیا آمدم بچه ام سر اذان ظهر.
گریه
بچه ام به پدرش کشیده و غر می زند.
تلاش:بچه بودی غر می زدی؟
جعفری:هنوز هم غر می زنم.مگر می شود غر نزد.
شهریوری ها
شهریوری ها با حالند البته من زیاد اهل طالع بینی نیستم و دنبال این نرفته ام که ببینم ماه تولدم چه خصوصیاتی را در بر می گیرد.
نهمی
ما 7 خواهر 4 برادریم من هم فرزند نهم خانواده محسوب می شوم.
ارتباط
چون تفاوت سنی من با خواهر و برادرانم زیاد نیست در نتیجه از گذشته تا به حال ارتباط خوبی با یکدیگر داشته ایم.
تلاش:بعد از تو کدامها به دنیا آمده اند؟
جعفری:یک خواهر و یک برادر.
کجا
در خیابان یوسف آباد به دنیا آمده ام اما اصلیتمان ترک است.ترک زنجان.
از پارسال تا امسال
از پارسال تا امسال دو تئاتر خوب کار کردیم همراه با همسرم خانه خریدیم.بچه دار شدیم.
تلاش:کجا خانه خریدید؟
جعفری: توی سعادت آباد
تلاش:پس سال خوبی را پشت سر گذاشته ای؟
جعفری:همیشه خوب بوده.
میوه ممنوعه
الان سر کار آقای فتحی هستم کاری به اسم "میوه ممنوعه" (که از پنجشنبه روی آنتن شاکه 2 رفت.)
طنز نیست
کار طنز نیست اما فکر می کنم بتواند مخاطب زیادی داشته باشد.البته در میوه ممنوعه رگه هایی از طنز وجود دارد.
پسر
در این سریال نقش پسر آقای نصیریان را بازی می کنم.
می گیرد
نظر به عواملی که در تولید سریال میوه ممنوعه دخیل هستند به نظرم این سریال در ماه مبارک رمضان بگیرد.
میوه ممنوعه دومین کاری است که برای ماه مبارک رمضان انجام داده ام.
اسباب بازی
از دوران کودکی ام اسباب بازی باقی نمانده که بخواهم آن را به بچه ام بدهم.خودم عاشق دوچرخه بودم.دوست داشتم انواع دوچرخه را داشته باشم.
تلاش:برای بچه ات هم می خری؟
جعفری:هرچه بخواهد برایش مهیا می کنم.
شبیه من
همه که می گویند "آیین شبیه پدرش است" البته الان نوزاد است زود است بگوییم شبیه کیست.
بیمارستان
در بیمارستان پول زیادی ازم گرفتند ولی تا باشد از این پول ها.
ماندم
به همراه همسرم رفتیم بیمارستان و من تا شب آجا ماندم و هر چند که استرس داشتم اما حتی استرس این اتفاق نیز استرس شیرینی است.بعد هم من همه چیز را سپردم به دست خدا.
اکران نشده
یک فیلم اکران نشده دارم که دو سه سال است که توقیف شده.فیلمی با عنوان"تردست"که آقای محمد علی سجادی ساخته اند.
جمع خوب
با شهریوری هایی که دعوت کرده اید رفیق بودم.بچه های خوبی هستند و ما ساعات خوبی را در تلاش و در کنار یکدیگر داشتیم امیدوارم سال جدید زندگیشان توام با سلامتی و موفقیت باشد.
بزرگ شدی
تلاش:از اینکه بزرگ تر شده ای نگران نیستی؟
جعفری:من تازه در حال ورود به دوران جوانی هستم.
فلسفه
کیک و شمع که فلسفه ای ندارند.سنتی بوده که هنوزم هست دیگر.
والیبال
عضو تیم والیبال هنرمندانم.تازه داشتم والیبال را یاد می گرفتم که خوردم به سریال آقای فتحی و از تیم عقب افتادم.اما به زودی بر می گردم و تمرینات را از سر می گیرم.


سلام دوستان
۱.خبر بسیار خوبی براتون دارم.مطمئنم خیلی خوشحال میشین.
ملاقات بانوی سالخورده به کارگردانی حمید سمندریان زمستان امسال در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه می رود.امیر جعفری . مسعود رایگان . فرهاد اصلانی . علی رامز . ژاله شعاری . میر طاهر مظلومی بازیگران حاضر در این نمایش خواهند بود.پیش از این حضور گوهر خیر اندیش و پیام دهکردی در این نمایش قطعی شده بود.خسرو خورشیدی نیز طراح صحنه کار خواهد بود.
در ضمن تا چند روز آینده پشت صحنه ی سریال میوه ی ممنوعه روی وب قرار میگیره.ممنون از نظراتتون.
۲.
معاون سيما به همراه مدير شبكهي دو از پشت صحنه سريال «ميوه ممنوعه» به كارگرداني حسن فتحي بازديد كردند.
به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، بيش از 65 درصد از تصويربرداري سريال «ميوه ممنوعه» ـ كه به مناسبت ماه مبارك رمضان آماده ميشود ـ پايان يافته و به گفتهي اسماعيل عفيفه (تهيهكننده) موسيقي اين مجموعه نيز به احسان خواجه اميري سپرده شده است و سه ترانهي آن را نيز همچون كارهاي قبلي، حسن فتحي و افشين يداللهي سروده است.
بازديد مديران ارشد تلويزيون از پشت صحنهي اين سريال در روز هشتم شهريور ماه در لوكيشن خانه مصطفي انجام شد؛ گروه سازنده به معاون سيما توضيح داد كه اين سريال لوكيشنهاي پركاري دارد و فيلم نامهي آن با «رج زدن» به مرحلهي تصوير ميرسد.
همچنين به وسواس حسن فتحي در كارگرداني اين كار اشاره شد و سكانس كابوس شخصيت زن سريال(طناز طباطبايي ـ نقش غزاله)، پس از تمرين مقابل مديران ارشد تلويزيون تصويربرداري و پس از چندين بار تكرار با گذشت ساعتي از كار ، برداشت نهايي ضبط شد. به گزارش ايسنا،تصويربرداري روز هشتم شهريور ماه «ميوه ممنوعه»، مربوط به سكانس دويست و يكمين در شصت و سومين روز كار اين سريال در خانه مصطفي واقع در خيابان بهار تهران بود
به آسمان گفتم تولدش است:آسمان آبي شد
به غنچه گفتم تولدش است:غنچه شکفت![]()
به باران گفتم تولدش است: باران نم نم باريد![]()
![]()
همه براي تولد او سنگ تمام گذاشتند و او باز هم ساليان دراز است در همين روز متولد مي شود. او هنوز بهترين است و بهترين خواهد ماند.
من هم به نوبه خودم و از طرف همه طرفدارهاي امير جعفري تولدشون رو بهشون تبريک مي گم و اميدوارم سالهاي سال باز هم با هنرشون بهترین باشن .از صمیم قلب آرزو میکنم تمام لحظات زندگیشون پر از شادی باشه.![]()
![]()
![]()
تولدت مبارک![]()
![]()


نیلوفر و تمنا
عیدتون مبارک.![]()
![]()
![]()
این عید عزیز رو به آقای جعفری و خانواده ی محترمشون و پسر گلشون تبریک میگم.لحظات خوبی رو براشون آرزو میکنم.امروز مثل روزای دیگه نیست.![]()
![]()

امروز ۲تا خبر براتون میذارم.حتما بخونید.هر دو خبر هم موثق هست.تا چند روزی قضاوت به عهده ی خودتون.تا چند روز آینده حتما خبر درست رو در اختیارتون میذارم.این پست به این دلیل هست که بعضی از طرفدارای عزیز فکر نکنن خبر ها به دروغ روی وبلاگ قرار گرفته.
۱.
گزارش پشت صحنه از سريال ماه رمضان شبكه ۲: ميوه ممنوعه در خانه حاج يونس»
او شخصيتي است در يك داستان بلند، كه قرار است در مقابل دوربين يك گروه تلويزيوني جان بگيرد و در ماه رمضان امسال در قاب كوچك ميهمان خانه هاي ما باشد. حاج يونس فتوحي پيرمرد متمولي است كه با قدسي همسرش و سينا پسر كوچكشان در اين خانه مجلل زندگي مي كنند. غزاله و سمانه و جلال هم فرزندان ديگر اين خانواده اند كه ازدواج كرده و رفته اند اما امروز در خانه پدري جمع شده اند تا جلوي دوربين «حسن فتحي» بروند.
وارد خانه كه مي شوم تصاويري گنگ و مبهم از جلوي چشمانم مي گذرد ، راه پله ها، استخر، سالن پذيرايي و حتي نرده هاي ساختمان آشنا به نظر مي رسند. اينجا لوكيشن اصلي سريال «ميوه ممنوعه» است. گروه تصويربرداري مشغول ضبط يك صحنه ازدعوا و مرافعه اهالي خانواده هستند و برنامه ريز سريال سعيد عباسي نخستين كسي است كه متوجه حضورم مي شود. با ديدن او خيلي زود به پاسخ پرسشم مي رسم، اينجا لوكيشن اصلي فيلم سينمايي «قرمز» ساخته فريدون جيراني بوده و حالادر اختيار گروه تلويزيوني شبكه ۲ است تا نماهاي مربوط به خانه حاج يونس را در آن ضبط كنند.
سريال «ميوه ممنوعه » يكي از چهار سريالي است كه براي پخش در شبكه هاي مختلف سيما در نظر گرفته شده و اين روزها در مرحله تصويربرداري است. اين سريال كه قرار است از شبكه دوم پخش شود،برخلاف ساير سريال هاي مناسبتي ماه رمضان نه فضاي طنز و كمدي دارد و نه فضاي ديني و مذهبي ، ميوه ممنوعه كه برداشتي آزاد از دو داستان معروف شاه لير و شيخ صنعان است ، مضموني اجتماعي دارد و در تهران امروز مي گذرد.
برنامه ريز سريال كه مشغول بررسي يادداشت هاي خود است درباره روندكار مي گويد: «از سوم تيرماه ضبط كار شروع شده و امروز جلسه سي و هفتم آن را پشت سر مي گذاريم، قرار است كل سريال در ۹۰ جلسه تصويربرداري به پايان برسد، همه لوكيشن ها در تهران قرار دارند و ما تلاش مي كنيم كه سريال به موقع روي آنتن برود.»
گروه فيلمبرداري همچنان در طبقه بالامشغول تصويرگرفتن از صحنه هاي دعواي خانواده فتوحي هستند. صداي امير جعفري بازيگر نقش جلال (پسر ارشد خانواده) شنيده مي شود، گاهي كارگردان كات مي دهدو كار از سر نو ادامه پيدا مي كند. تا زماني كه اين صحنه ضبط شود به صحنه تصويربرداري نمي روم تا مزاحمتي تلقي نشود، اما عباسي همچنان پاسخگوي پرسش هاي بي شمار گزارشگر «ايران» است.
مي پرسم آيا فيلمنامه به طور كامل آماده شده است؟ فشردگي كار به روند توليد آسيب نزده است؟ موضوع امروز چيست؟ چند سكانس در اين جا باقي مانده است؟ و ... برنامه ريز گروه با آرامش پاسخ مي دهد و از برخي پرسش ها مي گذرد؛ «با اين كه فيلمنامه به طور كامل آماده نشد، اما كار به سختي پيش نمي رود، امروز يكي از آخرين بخش هاي داستان سريال در حال ضبط بوده و احتمالاً مربوط به قسمت هاي بيستم به بعد است ، جايي كه اتفاقات گذشته باعث بروز بحران در خانواده شده است.»
عباسي در باره جزئيات اين بحران حرفي نمي زند و نگران است كه قصه لو نرود. از او مي پرسم كل سريال در چند لوكيشن (مكان فيلمبرداري) مي گذردكه پاسخ مي دهد«كلاً ۳۰ تا ۵۰ لوكيشن داريم كه ۸-۷ تاي آنها اصلي هستند» به سؤال ديگري فكر مي كنم كه يكي از اعضاي گروه توليدو تداركات به ميان ما مي آيد و درباره هماهنگي با سازمان بهشت زهرا با برنامه ريز حرف مي زند. قرار است چند صحنه نيز درگورستان ضبط شود.
سريال «ميوه ممنوعه » داستان زندگي خانواده حاج يونس فتوحي است، سرپرست خانواده شايگان و جلال فرزند ارشد خانواده فتوحي درگير كشمكش و مناظره مالي شديدي با يكديگر مي شوند، در اين ميان «هستي » يگانه دختر خانواده شايگان به دادخواهي سراغ سرپرست متدين خانواده يعني حاج يونس مي رود ، غافل از آن كه ...
در سريال ميوه ممنوعه علي نصيريان (در نقش حاج يونس)، گوهرخيرانديش (قدسي)، هانيه توسلي (هستي)، امير جعفري (جلال)، هرمز هدايت (بهرام شايگان)، عمار تفتي (داماد خانواده فتوحي )، كاظم بلوچي (سرگرد ملك پور) ، طناز طباطبايي (غزاله)، نيما رئيسي (داماد خانواده فتوحي)، شبنم فرشادجو (سمانه)، وحيد ترحمي (بيژن)،كيانوش گرامي (هوشنگ منفرد)، محمدرضا رهبري (سينا) ، جواد انصافي (تهراني) و صديقه كيانفر(مادر شايگان) و ... بازي مي كنند، اما امروز تنها امير جعفري ، گوهر خيرانديش ، طناز طباطبايي ، شبنم فرشادجو و محمدرضا رهبري جلوي دوربين هستند.
صداي كات كارگردان كه مي آيد ، امير جعفري با عجله پائين مي آيد، باصداي بلند آواز مي خواند، انگار كه بخواهد نقشي را تمرين كند. به اتاقي مي رود و در چشم به هم زدني لباسش را عوض مي كند، مي خواهد از در خارج شود كه دستيار كارگردان به او مي گويد:«گريمت را دست نزن و زود برگرد» از جعفري مي خواهم پيش از رفتن درباره نقش و بازي اش حرف بزند كه خواهش مي كند تا برگشتن اش منتظر بمانم، امانگران مي شوم كه زودتر كارم تمام شود يا او ديرتر بيايد. اصرار مي كنم، مي گويد: «خانم من در بيمارستان است و امشب دارم پدر مي شوم.» به شوخي مي گويم:«پس با روزهاي راحتي ات خداحافظي كن» و او در حالي كه از راه پله ها خارج مي شود مي گويد: «ما پرروتر از اين حرفا هستيم!»
گروه توليد مشغول آماده سازي صحنه براي سكانس بعدي هستند و گروه تصوير هم مشغول آماده كردن دوربين ها براي ضبط بوده و جاي دوربين ها را با مدير تصويربرداري چك مي كنند. صحنه، سالن پذيرايي و نشيمن خانه فتوحي است يكي از دختران فتوحي در مقابل يك دوربين و سينا پسر كوچك آنها در مقابل دوربين دوم مشغول تمرين هستند. در ابتدا به نظر مي رسد دوربين دوم تنها وظيفه ضبط تصاوير را از زواياي مكمل بر عهده دارد، اما با اندكي دقت روي دوربين ها و مونيتورها مي توان دريافت كه صحنه هاي ۲ نفره از دوربين هاي مختلف ضبط مي شوند. اين شيوه برايم تازگي دارد، در همين باره به سراغ افشين احمدي مدير گروه تصويربرداري مي روم و موضوع را مي پرسم. او كه در اين سريال دوازدهمين تجربه تصويربرداري اش را از سر مي گذراند، مي گويد: «ايده كار با دو دوربين براي بالارفتن سرعت كار بوده و تا امروز هم مشكل چنداني در اين باره نداشتيم» و بعد اضافه مي كند: «وقتي دو دوربين در يك كار تلويزيوني حضور دارد كار سخت تر مي شود، اما به لحاظ كار بازيگران ريتم بازي بهتر حفظ مي شود، سكانس ها زودتر جمع مي شوند و زمان زيادي صرف جابه جايي دوربين ها و تجهيزات نمي شود.»
احمدي اين روزها «سال هاي برف و بنفشه» را روي آنتن دارد و در حوزه سريال هاي مناسبتي كارهايي مثل روزهاي اعتراض (ماه محرم ۳ سال پيش) و آخرين گناه (در سال گذشته) را در كارنامه دارد. از او مي پرسم آيا در مراحل فني تصاوير را بازسازي نمي كنيد؟ كه پاسخ مي دهد: «به طور مشخص نه اما امكان دارد كه يك رتوش كلي با كامپيوتر روي تصايور انجام شود.»
صحنه براي تصويربرداري آماده است. هر ۲ بازيگر جوان سريال جلوي دوربين قرار دارند و با يكي دو برداشت تصاوير كوتاهي از آنها گرفته مي شود. حسن فتحي كات مي دهدو اعلام مي كند صحنه بعدي «قدسي» است.
مسئول پذيرايي گروه با سيني پر از ميوه جلويم سبز مي شود. فتحي در حال مطالعه صحنه بعدي از روي فيلمنامه است، محمدرضا رستمي دستيار دائمي اش هم در كنار اوست، به من گفته اند براي مصاحبه به سراغ كارگردان نروم، با اين حال به دنبال يك لحظه فراغت فتحي هستم تا چند كلمه اي صحبت كنيم.
فهيمي منشي صحنه كاغذهايش را زير و رو مي كند و مطالبي را يادداشت مي كند، مي پرسم اين چندمين سكانس امروز بوده، پاسخ مي دهد: «نخستين سكانس بود، سكانس ۳۲۲» او مي گويد تا امروز در ۳۰كار به عنوان منشي صحنه حضور داشته اما اين نخستين تجربه اش در كار با ۲ دوربين به شمار مي آيد. بعد هم اضافه مي كند: «چند روزي در اين لوكيشن كار نداشتيم و امروز بعد از ۱۵ روز به اينجا بازگشته ايم.»
به سراغ حسن فتحي مي روم.او جدا از اين سريال كه دوشنبه ها روي آنتن است، كارهايي مثل شب دهم، پهلوانان نمي ميرند، روشن تر از خاموشي (ملاصدرا) و... نيز در سال هاي گذشته در تلويزيون كارگرداني كرده است. خسته نباشيد مي گويم و از كار در حال پخش او حرف مي زنم، گوش مي دهد و مي گويدكه ديگر مدتي است خودش هم سريالش را تماشا نمي كند فرصتي براي پرس و جو نمي گذارد و به گوشه اي ديگر مي رود تا هم از دست من خلاص شود و هم فيلمنامه را مرور كند.
پيام فروتن طراح صحنه و لباس سريال با ۳ دستيارش به كارهاي هنري صحنه مشغول اند. فروتن كه دانش آموخته تئاتر است و نمايش «مرگ تروريست ها» چندي پيش از وي روي صحنه بود در پاسخ به سؤالم توضيح مي دهد: «اين ساختمان اجاره اي است و ما سعي كرده ايم آن را به فضاي فيلمنامه نزديك كنيم. همچنين در طراحي لباس ها سعي كرده ايم علاوه بر لحاظ كردن ضوابط تلويزيون تركيب هاي رنگي و فرمي با سليقه را اعمال كنيم كه هم زيبا باشد و هم متفاوت به نظر برسد.»
او درباره فضاهاي خارجي نيز تأكيد مي كند كه تلاش بر اين بوده تا يك رتوش كلي انجام شود.
در گوشه اي از سالن پذيرايي كارگردان دستور صحنه را براي تصويربردار توضيح مي دهد و جهت حركت دوربين را از روي تلفن تا پله هاي طبقه بالانشان مي دهد. بعد هم بازي مورد نظر را براي گوهر خيرانديش بازيگر نقش قدسي شرح مي دهد.
در اين پلان قرار است قدسي كه پس از دعواي اعضاي خانواده گريه كرده و افسرده است، گوشي تلفن را خاموش كرده، سرجايش بگذارد، ناراحت و غصه دار به سمت پله ها حركت كند اما پس از لحظه اي تأمل همان جا بنشيند و سرش را كنار نرده هاي راه پله روي زانويش بگذارد.
فتحي در حال چك كردن بازي خيرانديش و حركت دوربين است كه بلند مي شود و به ديوار روبه رو نزديك مي شود، لحظه اي درنگ مي كند و زير لب مي گويد: «اين ديوار كمي لخت و خالي است، بعد صدا مي زند «پيام، اينجا روي ديوار يك وان يكاد بود!» تا پيام فروتن نزديك شود، فتحي رو به منشي صحنه كرده و با لحني اعتراضي اشاره مي كند كه چرا متوجه نشده كه تابلو سرجايش نيست. منشي صحنه هم موضوع را توضيح مي دهد. همكاران صحنه تابلو را پيدا مي كنند و به ديوار ميخ مي كنند. فتحي به منشي صحنه مي گويد: «شانس آوردي كه امروز به اندازه كافي عصباني شده ام و ديگر چوب خط عصبانيتم پر شده، بازيگران به اندازه كافي حرصم دادند!» لبخند مي زند و پشت مونيتور قرار مي گيرد. نورها تنظيم مي شوند تا سايه در روي تلفن بيفتد. خيرانديش بازي مي كند اما وقتي به نرده ها تكيه مي كند، آنها تكان مي خورند، فتحي تأكيد مي كند طوري بازي شود كه قلابي بودن نرده ها مشخص نشود، خيرانديش هم چنين مي كند. دستيار كارگردان فريادمي زند «بچه ها آماده، مي گيريم»، كولر خاموش مي شود. صدا. دوربين. حركت. در برداشت اول دوربين قدسي را در كادر گم مي كند. صدا. دوربين حركت. برداشت دوم هم قابل قبول نيست چون خيرانديش بيش از حد روي تلفن مكث مي كند. صدا.دوربين. حركت. برداشت سوم خم شدن خيرانديش روي زانويش در راه پله از نظر كارگردان جالب به نظر نمي رسد. صدا. دوربين. حركت. برداشت چهارم با حركت ديگري ضبط مي شود، طوري كه خيرانديش ديگر روي صندلي ننشسته و به طور ايستاده تلفن را جواب مي دهند. «كات قابل قبول است» اين صداي فتحي است كه مي آيد. كولر هم روشن مي شود.
گروه فيلمبردار عازم طبقه بالاي خانه مي شود. سكانس بعدي اتاق يكي از دختران خانواده است كه حالاازدواج كرده و قدسي هر از چندگاهي به آنجا مي آيد، نماز مي خواند، گريه مي كند و خاطرات گذشته را مرور مي كند. يكي از اعضاي گروه كارگرداني متن جديد ديالوگ ها را به خيرانديش مي رساند. او ورق ها را مي گيرد اما تنها نگاهي به آنها مي اندازد، در يك لحظه چشمم به گوهر خيرانديش مي افتد، دستي تكان مي دهم سلام مي دهد، نزديك تر مي شوم، مرا با يك نفر ديگر اشتباه گرفته، خودم را معرفي مي كنم، عذرخواهي مي كند كه نشناخته، چون در چشمهايش قطره مخصوص قرمز شدن و گريه كردن ريخته اند تا ناراحتي اش طبيعي تر به نظر برسد، به همين دليل نمي تواند به خوبي ببيند. خيرانديش را سالهاست مي شناسم، از بازي هاي به يادماندني اش در بانو، رسم عاشق كشي و... ياد مي كنم و از نقش جديدش در اين سريال مي پرسم؛ بازيگر نقش قدسي در پاسخ مي گويد: «نقش يك خانم مديره دبيرستان را بازي مي كنم كه پس از مدتي ارتقاي شغلي پيدا كرده و به عنوان يكي از رؤساي مناطق آموزش و پرورش انتخاب شده است. مشغله كاري او باعث مي شود كه قدري از زندگي و خانواده اش جدا بيفتد، اما به زودي با درايت و هوشمندي سعي در بازسازي گذشته مي كند.»
مي پرسم خب اين مادر چه تفاوتي با مادرهاي ديگردارد كه قبلاً بازي كرده ايد؛ كه جواب مي دهد: «در جوهركار، يك مادر به هر حال مادر است، اما اين مادر باسواد است و در رشته كاري اش آدم موفقي است در عين حال مسائلي هم با خانواده اش دارد» بعد هم اضافه مي كند به خاطر فيلمنامه كار و همين طور كارگرداني حسن فتحي نقش را پذيرفته است. دست آخر هم تأكيد مي كند كه از سالها پيش براي كار در آثار فتحي دعوت شده و با آن كه در همه كارهاي او پيشنهاد بازي داشته اما تا اين سريال قسمت نشده كه با هم همكاري داشته باشند.
صحبت ما گل انداخته كه فتحي، خيرانديش را صدا مي كند تا چادر نمازش را تست كند، خيرانديش چادر نماز دوخته شده را از روي مانتو و روسري به تن مي كند اما فيلمبردار معتقد است سفيدي چادر زياد است و در نور خوب درنمي آيد، همكار طراح لباس چادر ساده اي مي آورد كه گل هاي آبي ريزي دارد.با اين چادر موافقت مي شود و او به اتاق دخترش مي رود تا در مقابل سجاده نماز ديالوگ هايش را تمرين كند.
حسن فتحي را در زير راه پله ها مي بينم و سر صحبت را باز مي كنم، تأكيد مي كند كه اهل مصاحبه نيست، توضيح مي دهم كه اين تنها يك گپ ساده درباره كار «ميوه ممنوعه» است نه يك مصاحبه رودررو چالشي، اما باز هم نمي پذيرد، معلوم نيست چه آرزويي مي كند كه يك باره تهيه كننده از در وارد مي شود و مستقيم سراغ ما مي آيد. فتحي مرا به او معرفي مي كند و مي گويد: «هر چه مي خواهي از آقاي عفيفه بپرس!»
اسماعيل عفيفه كه تهيه كننده كارهايي مثل خداوند عشق، خانه اي در تاريكي، رسم عاشقي، جواني، پس از باران، فردا دير است و... بوده، اين روزها «سال هاي برف و بنفشه» را روي آنتن دارد. او اشاره مي كند كه سالها پيش با سريال مناسبتي «همسايه ها» در سال۷۲ و به كارگرداني حسن فتحي آثار مناسبتي را باب كرده اند. بعد هم از طرح حرف مي زند: «اسفند ماه ۸۵ با مديران شبكه صحبت كرديم، دو قصه را تعريف كردم كه اين يكي تصويب شد، بعد هم به عليرضا كاظمي پور سفارش دادم تا قصه را به داستان و سپس فيلمنامه تبديل كند، عليرضا نادري هم در نوشتن ديالوگ ها كمك كرد و به نظرم با اين تيم كار خوبي شده است.»
در مورد روند كار و سرعت توليد سريال هم توضيح مي دهد كه با توجه به وسواس كارگردان، كيفيت فيلمنامه و توقعي كه خودمان از آن داشتيم به نظر مي رسيد كار در موعد مقرر آماده نشود بنابراين راهكارهاي مناسبي براي سرعت بخشيدن در توليد انتخاب كرديم و فكر مي كنيم به موقع روي آنتن برود. هوا تاريك شده و گروه فيلمبرداري مشغول جابه جايي پروژكتورهاي نورپردازي هستند، بازيگر نقش سينا هم در كناري نشسته و مشغول حفظ كردن ديالوگ هاي نقش خود است.
پيام فروتن كتابي را مطالعه مي كند و برنامه ريز مشغول بررسي نماهاي مربوط به امشب و فردا است. مسئول پذيرايي با ليواني چاي داغ به سراغم مي آيد. در راه برگشت تمام شهر از اين بالاديده مي شود. چراغ خانه ها روشن است و تا دوردست سوسو مي زند. همانطور كه منتظر تاكسي هستم با خود فكر مي كنم تا دو ماه ديگر در تمام اين خانه ها به تماشاي سريال «ميوه ممنوعه» خواهند نشست.
.
منبع:روزنامه ی ایران ۱۷/۵/۸۶
۲.امیر جعفری روز ۷شهریور(نیمه شعبان)پدر می شود.او اسم پسر خود را "آیین" گذاشته است.پیشاپیش قدم نو رسیده رو به آقای جعفری و خانم رامین فر تبریک میگیم.
منبع:هفته نامه ی تلاش
فيلمنامه «ميوه ممنوعه» را عليرضا کاظمي پور و عليرضا نادري مي نويسند و قصه آن به گفته سازندگان ، تلفيقي از قصه «شاه لير» و «شيخ صنعان» است.
شخصيت هاي محوري حاج يونس اردلان و هستي هستند. نقش حاج يونس را علي نصيريان بازي مي کند و ايفاگر نقش هستي ، هانيه توسلي است. حاج يونس ، مرد بازار است و زندگي مرفه و خوبي دارد. همسرش ، قدسي (گوهر خيرانديش ) مدير يک مدرسه است.
حاج يونس و پسرش جلال (امير جعفري ) به کار مشغولند و قدسي آنقدر به زندگي مطمئن و به کارش علاقه مند است که ريزه کاري زندگي را فراموش مي کند، اما يک اتفاق او را به خود مي آورد.
بهرام ، سرپرست خانواده شايگان (هرمز هدايت ) با جلال درگيري مالي پيدا مي کند. اين مساله باعث مي شود هستي ، تنها فرزند بهرام براي دادخواهي نزد حاج يونس که تدين او زبانزد عام و خاص است ، برود، اما غافل از اين که هرلحظه امکان دارد قصه شيخ صنعان تکرار شود...علي نصيريان پيش از اين هم تجربه بازي در چنين نقشي را در فيلم «ديوانه از قفس پريد» از سر گذرانده است و هانيه توسلي با بازي در سريال «وفا» و فيلمهايي چون «شبهاي روشن » و «کافه ستاره » نشان داده است که مي تواند از پس نقشهاي چندلايه بخوبي برآيد.
«ميوه ممنوعه» براي رسيدن به زمان پخش که از اول ماه رمضان است ، تدوين همزمان با تصويربرداري مي شود و به اين منظور، بابک رضاخاني اين روزها مشغول مونتاژ تصاوير است.
از ديگر عوامل سازنده سريال «ميوه ممنوعه » مي توان به مدير تصويربرداري : افشين احمدي ، صدابردار: خسرو کيوان مهر، طراح صحنه و لباس : پيام فروتن ، طراح گريم : مهين نويدي ، تهيه کننده : اسماعيل عفيفه و ديگر بازيگران : عمار تفتي ، نيما رئيسي ، طناز طباطبايي ، کاظم بلوچي ، اليکا عبدالرزاقي ، صديقه کيانفر، محمدرضا رهبر، کيانوش گرامي و جواد انصافي اشاره کرد.
منبع:جام جم

فرخنده سالروز ولادت حضرت علی (ع) رو به همه ی عزیزان و آقای جعفری و خانواده ی محترمشون تبریک میگم.امیدوارم ساعات و لحظات خوشی رو در کنار خانواده داشته باشن.در پناه حضرت علی.
او داستاني را از دل امروز انتخاب كرده كه نويسندهاش «عليرضا كاظميپور»است و ماجراي خانوادهاي از جامعه امروز را به تصوير ميكشد كه زاويه ديد كارگردان آن را جذاب خواهد كرد.
لوكيشن ميوه ممنوعه در يكي از پسكوچههاي خلوت زعفرانيه است. محلهاي كه وقتي به آن ميرسي فاصله زيادي با دامنههاي البرز نداري.
بعد از ظهر يكي از همين روزهاي تابستان پيچ كوچههاي زعفرانيه را ميگذرانم و به پلاك 15 ميرسم. خانهاي اشرافي كه ديوارهاي بلندي دارد. همزمان با رسيدن من تاكسي جلوي در ميايستد و «علي نصيريان» يكي از شخصيتهاي اصلي داستان از آن پياده شده و سريع داخل خانه ميشود و البته تا رسيدن ما،او از ديدهها پنهان شده است.
وارد حياط كه ميشوي درختهاي كهنسال و سر به فلك كشيده كنار ديوار به صف ايستادهاند و راهپلهاي كه از كنار استخر ميگذرد تو را به طرف ساختمان هدايت ميكند.
از پلهها بالا ميروم و وارد ساختمان ميشوم. ساختمان دوبلكس است و از اثاثيه و مبلماني گران قيمت پوشيده شده است.
كارگردان هنوز نيامده و علي نصيريان و گوهر خيرانديش زير دست گريمورها نشستهاند تا به رنگ شخصيتهايي درآيند كه فتحي در ذهنش آنها را طراحي كرده است.
## گفت وگو باگوهرخيرانديش هنگام گريم
گريم خانم خيرانديش تمام شده از او كه با جنب و جوش كارهايش را پيگيري ميكند ميخواهم تا چند دقيقهاي با هم گفت و گو كنيم و او با خوشرويي ميپذيرد.
چطور شد كه بازي در اين مجموعه را پذيرفتي؟
-من از طرف «كيومرث مرادي» دستيار كارگردان مجموعه دعوت شدم و باتمام مشغله و پيشنهادهاي سينمايي زيادي كه داشتم اين كار را پذيرفتم. در اين 15 الي 16 سالي كه آقاي فتحي كار مي كنند نتوانستم در تئاتر و يا سريالهايشان حضور پيدا كنم و ديگر نميخواستم اين بار كه پيشنهاد كردند آن را رد كنم. چون اولا دستيار ايشان كه فردي تئاتري است را ميشناسم و كارهايشان را از نزديك ديده و پسنديدهام. دوم اينكه نويسنده اين مجموعه را هم از قبل ميشناختم و با توجه به مجموعه مطلوبي كه كنار يكديگر جمع شده بودند ديگر نتوانستم پيشنهادشان را رد كنم.
*نقش شما در «ميوه ممنوعه» چيست؟
-در اين مجموعه نقش يك مديره مدرسه را بازي ميكنم كه ارتقاء شغلي پيدا كرده و مدير منطقه ميشود. همسر او صاحب كارخانه است و از وضعيت مالي مطلوبي بهرهمند هستند. اما اين زن در جريان زندگي گرفتار كار و معضلات شاگردان مدرسهاش است و اين دغدغهها او را از زندگي خصوصي و شخصياش باز ميدارد و ... شما در ماه رمضان منتظر باشيد و ببينيد كه داستان به چه شكلي پيش ميرود چون من دلم نميخواهد از جذابيت داستان كم كنم. ولي مي توانم بگويم شما با توجه به كارگرداني هوشمندانه آقاي فتحي شاهد قصهاي شيرين و ديدني خواهيد بود. زيرا آقاي فتحي زمان كار كردن كاملا با ميزانسنها و شرايطي كه در صحنه به وجود ميآيد آشنايي دارد و ما توانستهايم لحظات خوب و جذابي را به تصوير بكشيم.
*تجربه چنين نقشي را قبلا داشتهايد؟
- من شايد تا به امروز نقش مادر و يا همسر حاجي را بازي كرده باشم اما تا به حال نقش زني كه مقتدر و مدير باشد و خود صاحب سمت نيز باشد تا به حال ارائه ندادهام.
سريالهاي مناسبتي به ويژه سريالهاي ماه رمضان در سالهاي اخير يا به معنويت ميپردازند يا طنز.
*ميوه ممنوعه به كدام يك بيشتر توجه كرده است؟
- من فكر ميكنم ابعاد معنوي از اين سريال نيز جدا نيست و داستان اين سريال، داستان آدمهايي است كه ما اعتقاداتشان را كاملا تائيد مي كنيم ولي همين آدمها در مقطعي از زندگي دچار سردرگمي شده و از لحاظ معنا بسيار شنيدني و آموزنده است و به علاوه اين نكات آموزنده در كار بدون اينكه بخواهيم اصرار بر كمدي يا طنز داشته باشيم خود به خود موقعيتي پيش ميآيد كه هم ايجاد خنده ميكند و هم فضاي سريال را كمي مفرح ميكند.
سؤالاتم با فرا خواندن خيرانديش براي شروع ضبط ابتر ماند و او به طبقه بالا رفت تا كارش را شروع كند. من هم به دنبال او ميروم و حسن فتحي را ميبينم كه آمده است. نصيريان هم گريمش تازه تمام شده و عبايي بر دوش انداخته و تسبيحي در دست منتظر است تا كار را شروع كنند.
قرار است در اين سكانس علي نصيريان پس از پايان خواندن نماز صبح به سراغ پسر كوچكش سينا كه نقش او را «محمدرضا رهبر» بازي ميكند برود و براي نماز صبح بيدارش كند.
صحنه در مرحله توصيف آسان به نظر ميآيد اما ريزبينيهاي كارگردان، همين صحنه معمولي را تا 5 برداشت ميكشاند و هر بار با ظرافتي خاص بر جزئيات كار تاكيد بيشتري ميكند.
## گفت وگو با نصيريان، حسن فتحي و محمدرضا رهبر
مابين برداشتها فرصتي پيشآمد تا با نصيريان كه به نظر خسته ميآيد درباره كار صحبت كنم.
همانطور كه تسبيح را در دست ميچرخاند؛ گفت: تماشاگر بايد خودش كار را ببيند و امكان دار توضيحات ما به افكار بيينده جهت داده و بر نتيجهگيري شخصياش تاثير بگذارد. اما در كل ميتوانم بگويم در اين مجموعه نقش بازرگاني را دارم كه به اصول ديني اعتقاد دارد و به قولي اهل حرام و حلال است اما اتفاقاتي در زندگياش پيش ميآيد كه او را درگير ماجراهايي ميكند.
علي نصيريان اين حرفها را زد و دوباره براي برداشتهاي بعدي سرصحنه رفت.
پس از موفق از آب درآمدن اين صحنه، فرصتي دست ميدهد تا احوالي از حسن فتحي بپرسم و از او بخواهم در خلال كار صحبتي با هم داشته باشيم. اما او كه تمام حواسش به ريزهكاريهاي كار است گفت: من نميتوانم سنت ده ساله خود را بشكنم، تا كاري كه ميسازم پخش نشود درباره آن حرفي نميزنم واي به حال اينكه كه هنوز در ابتداي راه است و ساخته نشده.
فتحي سكانسهاي بعدي را هم با همان ظرافت تصويربرداري ميكند و در اين ميان فرصتي پيش ميآيد تا با «محمدرضا رهبر» نيز به گفت و گو بنشينم.
درباره ورودش به دنياي بازيگري ميگويد: بازيگري را از كلاسهاي «امين تارخ» آغاز كردم و اولين كارم اجراي برنامه «موج نو تاكسي» بود كه سال گذشته به مدت حدود 5 ماه از شبكه دوم سيما پخش شد و پس از آن هم در سريال تلويزيوني «گلريزان» به كارگرداني «مسعود رشيدي» بازي كردم كه هنوز پخش نشده است.
او درباره نقشي كه در اين مجموعه دارد گفت: در سريال ميوه ممنوعه نقش «سينا» پسر كوچيكه حاج يونس را بازي ميكنم كه چند سالي است پشت كنكور مانده و هر روز به دنبال كار و شغلي جديد است.او جواني امروزي است كه هر روز رنگ عوض ميكند و آنقدر رفاه زده است كه از گوشت بيزار شده و به گياه خواري روي آورده است. اما در كنار همه اين مسائل با بسياري از مشكلات جوانان امروز دست به گريبان است و در كنار همه اينها شيطنتهاي خاص خود را هم دارد.
از او تشكر ميكنم و دوباره چرخي در لوكيشن ميزنم. در اين مجموعه قرار است بازيگران ديگري چون هانيه توسلي، اميرجعفري، هرمزهدايت،عطا تفتي، نيما رئيسي، طنازطباطبائي، كاظم بلوچي، اليكا عبدالرزاقي، صديقه كيانفر،محمدرضا رهبر، كيانوش گرامي، عبادالله كريمي و جواد انصافي نيز ايفاي نقش كنند كه درباره عدم حضورشان كيومرث مرادي دستيار كارگردان ميگويد: هنوز نوبت حضورشان فرا نرسيده و در لوكيشن ديگري حضور خواهند داشت.
هوا تاريك شده و مردم شهر پاي تلويزيونها نشستهاند تا برنامههاي مورد علاقهشان را پيگيري كنند، اما كار در اين خانه كه اجاره بهاي آن روزي 750 هزار تومان است تا نيمههاي شب ادامه خواهد داشت
به منظور پخش از شبكه دو سيما در شبهاي ماه مبارك رمضان امسال
مجموعه تلويزيوني "ميوه ممنوعه" كليد خورد
مجموعه تلويزيوني"ميوه ممنوعه" به كارگرداني حسن فتحي و تهيه كنندگي اسماعيل عفيفه، سوم تير ماه در منطقه زعفرانيه تهران و به منظور پخش از شبكه دو سيما كليد زده شد.
به گزارش روابط عمومي مجموعه"ميوه ممنوعه"، حسن فتحي كه اين روزها مجموعه"مدار صفر درجه" را در مقام كارگردان از شبكه يك سيما و اسماعيل عفيفه نيز در مقام تهيه كننده مجموعه"سالهاي برف و بنفشه" را از شبكه سه سيما رو ي آنتن دارند ، پس از گذشت بيش از يك دهه از نخستين همكاري مشتركشان ـ مجموعه همسايهها ـ بار ديگر در مجموعهاي جديد با عنوان"ميوه ممنوعه" همكاري دارند.
مجموعه تلويزيوني"ميوه ممنوعه" كه تلفيقي از دو قصه شاه لير و شيخ صنعان است، خلاصه داستاني چنين دارد: «سرپرست خانواده شايگان و جلال ـ فرزند ارشد خانواده اردلان ـ درگير كشمكش و مناظره مالي شديدي با يكديگر ميشوند. در اين بين، هستي ـ يگانه فرزند خانواده شايگان ـ به دادخواهي سراغ سرپرست متدين خانواده اردلان"حاج يونس" ميرود، غافل از اين كه...»
نقش آفرينان"ميوه ممنوعه" علي نصيريان(حاج يونس اردلان)، گوهر خيرانديش(قدسي)، هانيه توسلي(هستي)، امير جعفري(جلال)، هرمز هدايت(بهرام)، عطا تفتي(فرزاد)، نيما رئيسي(مصطفي)، طناز طباطبايي(غزاله)، كاظم بلوچي(سرگرد)، اليكا عبدالرزاقي(سمانه)، صديقه كيانفر(عزيز خانوم)، محمدرضا رهبر(سينا)، كيانوش گرامي(شهرام)، عبادالله كريمي(سر كارگر) و جواد انصافي(منشي حاج يونس) هستند.
ديگر عوامل اين مجموعه نيز عبارتند از: نويسندگان فيلمنامه: عليرضا كاظميپور و عليرضا نادري، مدير توليد: عزيز عليزاده، مدير تصويربرداري: افشين احمدي، مدير صدابرداري: خسرو كيوانمهر، طراح صحنه و لباس: پيام فروتن، طراح چهرهپردازي: مهين نويدي: عكاس: محمد فوقاني، گروه كارگرداني: محمد رستمي و كيومرث مرادي، برنامهريز: سعيد عباسي، مدير تداركات: ناصر هاديانفر، دستيار تصويربردار: عزيزالله ارجوني، منشي صحنه: شهره فهيمي، امور مالي: نعمت گودرزوند چگيني، مونتاژ: بابك رضاخاني و مشاور رسانهاي: محمدرسول صادقي.
مجموعه تلويزيوني"ميوه ممنوعه" كه پيش توليد آن 15 ارديبهشت ماه آغاز شده بود، روز يكشنبه سوم تير ماه در منطقه زعفرانيه كليد زده شده و عمده لوكيشنهايش در تهران و اطراف آن خواهد بود. پيش بيني ميشود زمان تصويربرداري اين مجموعه، سه ماه به طول انجامد كه به همين منظور مونتاژ آن همزمان با تصويربرداري در دست انجام است.
مجموعه"ميوه ممنوعه" در شبهاي ماه مبارك رمضان(22 شهريور ماه سال جاري) از شبكه دو سيما روي آنتن خواهد رفت.
برخی از نقش آفرینان میوه ی ممنوعه علی نصیریان.امیر جعفری.گوهر خیراندیش.هانیه توسلی.هرمز هدایت هستند.علیرضا کاظمی پور این سریال را نوشته و اسماعیل عفیفه تهیه کننده آن است.این سریال برای پخش از شبکه ۲سیما در ماه مبارک رمضان ساخته می شود.

تیم والیبال هنرمندان قصد دارد تا در دوره ی جدید مدیریتش راس ساعت 4 بعد از ظهر روز جمعه 4/3/86(4 خرداد) در سالن اصلی فدراسیون والیبال واقع در ضلع غربی ورزشگاه آزادی به دیدار تیم ملی والیبال پیشکسوتان کشورمان برود.
عواید این مسابقه صرف امور خیریه می شود و حضور خانواده ها در سالن آزاد است.بازیگرانی هم که قرار است در این مسابقه به میدان بروند عبارت اند از: گلزار, پژمان بازغی, کامبیز دیرباز, مهران غفوریان ,سام درخشانی , جواهرکلامبرزو ارجمند , امیر جعفری, حامد کمیلی کاوه سماک باشی
سرمربی این تیم بهمن سلطانی و مربی اش حسام نواب صفوی است.
با آرزوی موفقیت برای آقای جعفری.
.jpg)
.jpg)
والیبال هنرمندان تمریناتش را از اوایل اردیبهشت با حضور محمدرضا گلزاروحسام نواب صفوی و پژمان بازغی و کامبیز دیرباز و مهران غفوریان وسام درخشانی و حامد بهداد و فرهاد جواهرکلام و برزو ارجمند و فرهاد مهادیان و بردیا گلزار و پویا امینی و... به مربیگری بهمن سلطانی آغاز کرد.گفتنی است که امیر جعفری و حامد کمیلی و کاوه سماک باشی نیز به این گروه ملحق شده اند.قرار است امسال این باشگاه به شکل کاملا حرفه ای فعالیت کند با این حال حرفه ای شدن تیم والیبال هنرمندان مزاحمتی در مسیر اهدافی که از به وجود آمدن این تیم دنبال می شده ایجاد نخواهد کرد و هنرمندان مثل قبل ماهی 1 بار با نیات خیرخواهانه مسابقه خواهند داد.این تیم هفته ای 1 جلسه تمرین تاکتیکی می کند و 2 جلسه تمرین بدنسازی.(تمرینات بدنسازی تیم والیبال هنرمندان زیر نظر مربیان سالن اکسیژن در خیابان فرشته برگزار می گردد.) قرار است تا تیم والیبال هنرمندان به زودی در تهران مسابقه بدهد.
سلام دوستان![]()
ی خوام براتون یکی از مصاحبه های نسبتا قدیمی آقای جعفری رو بذارم.امیدوارم بخونید و خوشتون بیاد.
از ماست که بر ماست
امیر جعفری از آن دسته بازیگران تئاتری است که ورودش به تلویزیون با موفقیت همراه بوده است چرا که نشان داده است طنز را می شناسد و به اصول و روش بازیگری آشناست.او در سریالهایی مانند "بدون شرح"و "کمربندهارا ببندیم" خیلی خوب ظاهر شد و در کنش متقابل فتحعلی اویسی زوج موفقی را پایه ریزی کرد.هم اکنون او سریال" برای آخرین بار"را روی آنتن دارد.به همین مناسبت گفت و گویی با او کرده ایم که می خوانید.
از نقشت در سریال برای آخرین بار بگو.
حبیب بچه ی شهرستان است.دانشگاه رفته اما درسش را تمام نکرده آدم سر به هوایی است البته آدم شیطان و بازیگوشی نیست بلکه در اثر اتفاقاتی که برایش می افتد این طور رفتار می کند.
این کار هم مانند کارهای قبلیت بار طنز دارد؟
به نوعی بله.اما طنز این سریال با طنز بدون شرح و یا طنز من یک مستاجرم متفاوت است و طنز خاص و حال و هوای خودش را دارد. طنزش هم طنز موقعیت است من نه از تکه کلام استفاده کرده ام نه سعی کرده ام که کارهایی بکنم که تماشاچی خوشش بیاید و بخندد.اگر تماشاچی می خندد موقعیت ها باعث خنده ی او می شو.در این سریال بیشتر بار انسانی کار مهم است چون حال و هوای ماه رمضان را هم باید حفظ کرد.
پس می توانیم بگوئیم نسبت به کارهای قبلی بار طنز شخصیت بیشتر
است؟
بله.یعنی طنز آن به هر قیمتی خنده دار نیست.سعی می کنیم که گدایی خنده نکنیم.موقعیت هایی که نویسنده ی ما آرین(که جا دارد از ایشان تشکر کنم) خلق کرده باعث خنده می شود.
شمابه عنوان بازیگر چقدرروی متنهایی که برایتان می نویسند نظر می دهید؟
تغییر کلی نمی دهیم.یعنی این جسارت را نمی کنیم.هر کسی وظیفه ای دارد و وظیفه ی من هم بازیگری است.فکر می کنم هر کسی کار خودش را انجام دهد بهتر است.ممکن است جمله ای در دهانم نچرخد و یا چینش جمله ها برایم سخت باشد در آن صورت با مشورت کارگردان تغییر ایجاد می شود ولی بیشتراز این نیست.
گروه پشت صحنه چه تأثیری در کار بازیگر دارد؟
در کارهای فشرده و سنگین مانند برای آخرین بار فقط یک پشت صحنه ی خوب می تواند بازیگر را سرپا نگه دارد چون واقعا کار سختی است.
فشردگی کار چه تأثیری در کار شما داشت؟
به هر حال در هر کاری مشکلاتی پیش می آید و این مشکلات قابل پیشگیری نیستند.یک وقت هایی شما روزی 4 ساعت کار می کنید و زمانی پیش می آید که روزی 20 ساعت کار می کنید مسلم است که کارها با هم تفاوت دارند.ما تمام سعی خود را کردیم که این مشکلات پیش نیاید و تأثیری در بازی ما نداشته باشد ولی قطعا پیش آمده است.
چند درصد به آنچه که می خواستید رسیدید؟
این جمله مال من نیست.شما اگر از نود درصد بازیگران بپرسید می بینید از کار خودشان راضی نیستند و من هم اصولا از کارهایم راضی نیستم و بعدها که کار را می بینم می گویم اگر اینجا این کار را می کردم بهتر بود و...
شما بازیگری را ازتئاتر شروع کردید.چه شد که به سینما و تلوزیون آمدید؟
الان هم کار تئاتر می کنم هیچ فرقی نمی کند.آن اوایل من تعصب تئاتری داشتم.فکر می کردم فقط باید تئاتر کار کنم.اما واقعیت چیز دیگری است واقعیت این است که باید کار خوب ارائه دهی حالا چه در قاب تلویزیون چه بر پرده ی سینما چه روی صحنه ی تئاتر باید کار خوب باشد.
یعنی الان دیگر هیچ تعصبی ندارید؟
نه.حالا برای من این مهم است که با نقش و کلیت کار به اصطلاح حال کنم.تئاتر و تلویزیون هر کدام لذت خودشان را دارند.
چه شد که آن تعصب را کنار گذاشتید؟
تا زمانی که کار نکرده بودم فکر می کردم تئاتر یک چیز دیگری است.آن تیپ روشنفکری که ما فقط تئاتر کار می کنیم و خانه ی اول وآخر ما تئاتر است و...ولی واقعیت چیز دیگری است.نمی خواهم به کسی توهین کنم اما این واقعیت است که تلویزیون بردش بیشتر است.سینما ماندگارتر است و تئاتر هم که لذت خودش را دارد.من نمی خواهم خود را با بازیگرهای بزرگ مقایسه کنم اما همه جای دنیا همین است.حالا عده ای هم در دنیا هستند که مشکل مالی ندارند و فقط تئاتر بازی می کنند اما به متعصب ترین بازیگر تئاتر هم بگوئید فلان نقش با فلان شرایط خوب را بازی کند قبول کرده و بازی خواهد کرد.
آن نقشی که پیشنهاد شد و باعث شد شما از آن فضا خارج شوید چه نقشی بود؟
اولین کارم "نان و عشق و موتور1000"بود.همیشه دوست داشتم وقتی می خواهم جلوی دوربین بروم سینما یا تلویزیون.از روی صحنه ی تئاتر انتخاب شوم.این اتفاق سر فیلم "نان و عشق و..."افتاد و آقایان داوودی و قاسم خانی آمدند سر تئاتر"کمدی شب سیزدهم"در تئاتر شهر و از آنجا برای فیلم انتخاب شدم.در آن سنی که بودم تصویر را دوست داشتم معروفیت و محبوبیت را دوست داشتم اما با این حال ته دلم می گفتم متعصب تئاتر هستم بعدها فهمیدم که دروغ می گویم و این طور نیست.واقعیت چیز دیگری است. واقعیت این است که آدم دوست دارد برد داشته باشد.
چه شد که در تلویزیون به کار طنز وارد شدید؟
فقط با یک پیشنهاد به همین راحتی!
خوب چرا ادامه پیدا کرد یعنی پیشنهاد غیر طنز نداشتید؟
چرا پیشنهادهای دیگری بوده.چند وقت پیش مسافری از آلمان آمده بود فقط برای اینکه من را پیدا کند.این موضوع برایم خیلی لذت بخش بود یا وقتی وارد فلان آسایشگاه معلولان یا سالمندان می شوی و افراد آنجا خوشحال می شوند و تو را به عنوان بازیگر طنز می شناسند خیلی لذت بخش است.البته من خودم را در برابر استادان بزرگ بازیگر طنز نمی دانم.
کارهای طنز شما که با استقبال روبه رو شد طنز نود شبی بود. نظرتان راجع به این نوع برنامه ها چیست؟
خیلی کار سختی است.البته نظرها متفاوت است.بعضی ها کنار گود نشسته اند و میگویند لنگش کن.فکر می کنند خیلی راحت است.همان آقایانی که ادعایشان می شود که آقا این ها چیست و این ها فلان است.خودشان هم می نشینند و نگاه می کنند.اگر نگاه نمی کنند پس چطور می گویند بد است یا خوب است؟مگر ما فقط برای عده ای روشنفکر کار می کنیم؟
پس چرا انتقاد می کنند؟
مصاحبه ای خواندم از آقای قاری زاده که گفته بود سینمای ما ورشکست شده است.به خاطر اینکه چند بازیگر طنز تلویزیون آمده اند و نقش اصلی بازی می کنند.چرا آقای قاری زاده؟!مگر ما قرار است فقط برای تعدادی مخاطب خاص یا عده ای از مردم تهران کار کنیم.ما برای تمام ایران حتی روستاییانی که در دهات دورافتاده هستند کار می کنیم.من کار هنریم را در تئاتر شهر انجام می دهم می توانید بیاید و ببینید اما باید این را در نظر بگیریم که در سینما و تلویزیون برای یک طیف گسترده کار می کنیم که تئاتر شهر نمی توانند بیایند.مگر ما در سال چند کار سینمایی خوب داریم؟ اگر نباید بازیگر طنز تلویزیون به سینما بیاید چرا می آورید؟! یا مثلا فیلمهای خودتان خیلی شاخص بوده و در دنیا سر و صدا کرده که ما کارمان در پیت شده؟اگر بد است چرا استقبال می شود؟البته قبول دارم که خیلی از قسمتهای سریال های طنز هم بد است(منظورم کارهایی است که خودم کردم کاری با بقیه ندارم)آن هم به خاطر نبود متن و فشردگی کار است.باور کنید کارها به قدری فشرده است که من از کل دویست و چند قسمتی که در کمربندها را ببندیم و بدون شرح بازی کردم فقط 30 قسمت را دیده ام.البته داخل پرانتز بگویمان ها به تماشاچی مربوط نمی شود و وظیفه ی ما این است که کار خوب روی آنتن ببریم.
آیا جا دارد این طنزها بهتر شود؟
این برمی گردد به رده های بالای تلویزیون یعنی باید مدیران شبکه ها بیایند و این طنزها را با هم مقایسه کنند.اما در رده های پایین تر باید بگویم خیلی مشکل داریم من سریال شبانه ی خارجی دیدم که سی نویسنده می آیند و می نشینند و بازیگر بازی می کند یک جمله می گوید تماشاچی هم نشسته و برنامه زنده اجرا می شود یک جمله گفته می شود اگر تماشاچیها خندیدند جمله را به متن اضافه می کننداگر میزان خنده کم بودجمله حذف می شود سی نویسنده سرپا منتظر عکس العمل تماشاچی ها می مانندتا یک متن برای سریالی نوشته شود.آیا ما چنین چیزی داریم ؟ اینکه فردی تامین شود و کار خوبی ارائه دهد را ما نداریم.اگر به من بگویند این هزینه ی زندگیت این 20 نویسنده و این دکور و...یک سال هم وقت داری کار خوب ارائه کنی حتما کار خوبی ارائه می کنم.در تئاتر هم همین است.این موضوع جای بحث دارد که چه چیزی باعث می شود یک برنامه بگیرد؟چه اتفاقی می افتد که یک سریال در آمریکا ساخته می شود و با استقبال هم روبه رو می شود؟ خیلی راحت است یک برنامه ریزی یک ساله می خواهد.اما نویسنده ی ما که برای یک سریال می نویسد هم زمان نیز یک کار سینمایی در دست دارد و برای شبکه ی دیگری کار می کند.این نویسنده تمرکز ندارد.خود ما هم همینطور.
آیا تصمیم دارید در تلویزیون به کار طنز ادامه دهید یا کار جدی هم خواهید کرد؟
فرقی نمی کند.الان در کار"برای آخرین بار"هم واقعا نمی شود گفت نقش طنزی بازی می کنم.یک آدمی است که مشغول زندگی عادی است.باید بگویم بله نقش های جدی را هم دوست دارم و اگر پیشنهاد شودبا کمال میل می پذیرم.البته فکر می کنم در طنز خیلی ها هستند که بهتر از من کار می کنند و فکر می کنم در کارهای جدی بهترباشم.
هفته نامه ی سروش
23 مهر 1384
طاعات و عبادات همه قبول حق باشه.
این پست یه جورایی یعنی یه خورده پست قبل رو کامل می کنه.به اصطلاح تکمیلیه.![]()
فیلمبرداری "پاشو دیگه امروز سی ام"به کارگردانی منوچهر هادی از یکشنبه ۲مهر آغاز شد.قراره که این تله فیلم روز عید فطر از شبکه ی اول سیما پخش بشه و همینطور که از اسمش معلومه احتمالا طنز هست.امیر جعفری.ریما رامین فر.محمدرضا داوودنژاد.شبنم فرشادجو.شراره درشتی.محمود بنفشه خواه و پریا قاسم خانی(دختر بهاره رهنما و پیمان قاسم خانی)بازیگران این تله فیلم هستند.
التماس دعا
